ماه رمضون امسالم تموم شد
مثل همه ي سالهاي قبل
چه ماه قشنگي بود . چقدر خالصانه دعا كرديم.
نمازامون با روزاي ديگه فرق داشت . يه جور ديگه با خدا حرف مي زديم . ديگه نماز صبح مون قضا نمي شد
شباي قدر تا سحر بيدار مي مونديم و قرآن سر مي زاشتيم .
بدون اينكه خودمون بخوايم اشكامون سرازير مي شد.
واسه ي هم ديگه دعا مي كرديم. خيلي از دعاها برآورده شد خيلي هاشونم...
خوب شايد ....شايدخدا دوستشون نداشت...
شايد نيتشون خالصانه نبود ...
اما نه....حتما حكمت خدا اين بود.
ما مسلمونا عادت كرديم...عادت كرديم هر موقع حاجتمون برآورده نشه بگيم حتما حكمتي تو كار بوده!!!
اي كاش هيچ وقت تموم نمي شد
ماه رمضونو ميگم.
اون موقع هيچ وقت , هيچ كسي دنبال برآورده شدن حاجتش نبود . همه ي آدما منتظر بودند كه حتما يه روزي به اون چيزي كه ميخوان ميرسن.
اما ماه رمضوناي ما تموم ميشن . بايد صبر كنيم تا سال بعد , بدون هيچ اميدي
اميد به اينكه آيا سال آينده هستيم يا ...يانه؟؟
حاجتمونو برآورده ميكنه يا...؟؟
اصلا بازم دعوتمون ميكنه ...؟؟؟؟...
امشب به مرز انتها رسيده ام ! به مرگ ثانيه ها !
به سايه روشن ذهنم كه هر زمان بيقرار از قرار بودن در طپش سكوتم خيره مي ماند!!
ومن در نهايت تاريكي ها به نقطه ي پاياني رسيده ام